مسئولیت ضامن و ظهر نویس در اسناد تجاری


درخصوص ظهرنویسی اسناد تجاری پرسشی مطرح است وآن این است که ،اگر شخصی ظهرسند تجاری را امضاء نماید بدون آنکه مشخص نماید سند مرقوم را به منظور انتقال ظهرنویسی کرده است یا جهت ضمانت،چنین ظهرنویسی حاکی از کدام یک از موارد است،انتقال سند تجاری یا ضمانت؟
کمیسیون آئین دادرسی مدنی اداره حقوقی وزارت دادگستری،درمورد سفته،به این سوال اینگونه پاسخ داده است :«اگرشخص ثالثی ظهر سفته را بدون درج هرگونه مطلب امضا نماید ،این امر ظهور در ضمانت امضا کننده دارد ودراین صورت امضاء کننده ظهرسفته با متعهد سفته،درمقابل دارنده سفته مسئولیت تضامنی خواهد داشت». استاد ستوده تهرانی نیز همین عقیده را دارند به نظر ایشان:            « درصورتی که شخص بدون آنکه مشمول ظهرنویسی شود پشت براتی را امضاء نماید این امضاء به منزله ضمانت  پرداخت وجه برات محسوب می شود زیرا امضاء مزبور شبیه مهرسفید بوده ودارنده برات چناچه لازم بداند می تواند نام هر متعهدی را بالای آن بنویسد ولی اگر چیزی هم نوشته نشود عرف وعادت تجاری آن را ضمانت محسوب می دارد .» لیکن پذیرش نظریه های فوق سخت به نظر می رسد چه آنکه توجه به مواد245 الی248 قانون تجارت این مطلب را به ذهن می رساند که کارکرد اصلی  واولیه ظهرنویسی جهت انتقال برات است .ماده 245 قانون تجارت دراین خصوص مقرر می دارد:« انتقال برات بوسیله ی ظهرنویسی بعمل می آید».همچنین به نظر می رسد ماده 247 قانون اخیر درصدد بیان اصلی بوده است که براساس آن در صورتی که امضایی در ظهر برات وجود داشته باشد ولی منظور ازآن مشخص نباشد ،چنین امضایی دلالت برانتقال برات دارد . ماده مذکور اشعار           می دارد:«ظهرنویسی حاکی از انتقال برات است مگراینکه ظهرنویس وکالت دروصول را قید نموده باشد که دراین صورت انتقال برات واقع نشده ...» درواقع ظهرنویسی سند تجاری به سه منظور ممکن است اتفاق بیفتد:1- جهت انتقال سند2- جهت وکالت دروصول3- به منظور ضمانت که ماده اخیر درصورت تردید دراین موضوع که سند جهت انتقال ظهرنویسی شده است یا وکالت، اصل را بر ظهر نویسی به منظور انتقال قرارداده است بنابراین ازوحدت ملاک این ماده درخصوص تردید درظهرنویسی به جهت انتقال سند یا ضمانت نیز می توان استفاده کرد و اصل را برظهرنویسی به منظور انتقال قرارداد مگراینکه ازقرائن وامارات یا احراز قصد طرفین خلاف این موضوع به اثبات برسد .
ضمناً اگر صرف امضای ظهر برات را ضمانت تلقی کنیم، درتفسیر ماده246 قانون تجارت دچار مشکل خواهیم شد درواقع به موجب ماده اخیر ظهرنویسی ( به منظور انتقال سند) ممکن است بدون تاریخ واسم کسی صورت گیرد که برات به او منتقل می شود، یعنی به صرف امضای ظهربرات، حال باتوجه به این مطلب وباتوجه به اینکه ظهرنویسی به منظور انتقال می تواند صرفاً بایک امضای سفید صورت گیرد، امضایی را که متضمن هیچ مطلبی نیست می باید ظهرنویسی به منظور انتقال دانست یا ضمانت؟ واین امری است که درنظر استادستوده تهرانی و اداره حقوقی قوه قضائیه به آن توجه نشده است .
اما مشکل دیگری که پذیرش این مطلب ایجاد میکند اینست : عقدضمان که تعریف آن درقانون مدنی بیان شده است ،دارای سه طرف می باشد،1- ضامن2-مضمون له و3- مضمون عنه .درواقع عقد ضمان مابین ضامن ومضمون له بسته شده و مضمون عنه ازآثار آن بهره مند می گردد.این عقد به دو صورت ضمان نقل ذمه وضم ذمه ممکن است منعقد گردد که درنوع اول، دین از ذمه ی مضمون عنه به ذمه ی ضامن منتقل شده ومدیون بری الذمه می گردد ودرنوع دوم ،مدیون (مضمون عنه)بری الذمه نشده وفقط ذمه ی ضامن به ذمه ی وی اضافه می گردد وهردوشخص مسئول پرداخت دین در مقابل بستانکار      می شوند.منظور از ضمان ذکر شده در قانون تجارت ضمان از نوع دوم آن است که هردو شخص ضامن و مضمون عنه را دارای مسئولیت تضامنی (اشتغال ذمه ی بیش از یک نفر نسبت به دین واحد) می نماید.در واقع ضمانت در قانون تجارت عبارتست از تعهد شخص ثالث نسبت به اینکه یک یا چند نفر از مسئولان  برات (برات دهنده،براتگیر،ظهرنویس) در سررسید،وجه برات را پرداخت خواهند کرد.لیکن در خصوص ضمانت باید این امر را مدنظر داشت که اگرچه مطابق ماده 695 قانون مدنی:   « معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمون له یا مضمون عنه لازم نیست» ولی این امر به این معنا نیست که مضمون له یا مضمون عنه می توانند مردد باشند، چه اینکه دراین صورت چنین ضمانتی صحیح نمی باشد حال با توجه به این مطلب اگر صرف ظهر نویسی برات را ضمانت بدانیم ،در حالی که برات چند نفر مسئول داشته باشد مضمون عنه چنین براتی مشخص نبوده ومردد است زیرا به موجب قسمت اخیرماده249 قانون تجارت« ضامنی که ضمانت برات دهنده یا محال علیه یا ظهر نویس را کرده فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که از او ضمانت نموده است»، نتیجتاً نمی توان چنین ضمانتی را صحیح تلقی کرد .لذا باید بیان داشت که تا دلایل وقرائن حاکی از ضمانت نکند، امضای ظهر برات را باید ظهر نویسی به منظور انتقال دانست که این امر از بروز مشکلاتی که بیان شد نیز جلوگیری خواهد کرد .
سوال دیگر اینست که جهت مراجعه به ضامن سند تجارتی رعایت مهلت های مقرر در مواد280،286 و249 قانون تجارت الزامی است یا رعایت این مهلت ها فقط در خصوص ظهر نویس سند تجارتی مصداق دارد ؟
به موجب مواد مذکور،دارنده سند تجاری چنانچه بخواهد از مزیت مذکور در ماده 249 قانون تجارت در مورد مسئولیت تضامنی ظهرنویسها با برات دهنده و قبول کننده برات استفاده کند،باید مهلت ده روزه جهت اعتراض عدم تأدیه (ماده280) ومهلت یکساله جهت اقامه دعوی( ماده286) را رعایت نماید،درغیر این صورت دارنده سند نمی تواند از مزیت ماده249 استفاده کند .حال باید بررسی نماییم که عدم رعایت مواد مذکور باعث ازبین رفتن مسئولیت تضامنی و مانع مراجعه دارنده سند تجاری به ضامن برای پرداخت وجه سند می شود یا خیر؟
دراین خصوص رأی وحدت رویه ای در تاریخ12/2/1374 به شماره597 ازهیأت عمومی دیوانعالی کشور به شرح ذیل صادر گردیده است:
مهلت یک سال مقرر در ماده286 قانون تجارت،جهت استفاده از حقی که ماده249 این قانون برای دارنده برات یا سفته منظور نموده ،درمورد «ظهر نویس» به معنای مصطلح کلمه بوده وناظر به شخصی که ظهر سفته را به عنوان « ضامن» امضاء نموده است، نمی باشد زیرا با توجه به طبع ضمان و مسئولیت ضامن درهر صورت ( بنابر قول ضم ذمه به ذمه یا نقل آن ) درقبال دارنده سفته یا برات، محدودیت مذکور در ماده289 قانون تجارت درباره ی ضامن مورد نداشته،بنابراین رأی شعبه بیست سوم دیوانعالی کشور که براین اساس صادر گردیده است صحیح ومنطبق با موازین قانونی است ..»
به نظر می رسد رأی مذکور در خصوص برخی موارد درست ودرخصوص مواردی دیگر نادرست می باشد واصدار این رأی با چنین کلیتی مخالف با موادی از قانون تجارت می باشد وشایسته نقد است .با توجه به مواد قانون تجارت در میابیم که بین ضامن وظهرنویس تفاوت وجود دارد، چراکه ظهرنویس درقانون تجارت به کسی گفته می شود که با امضاء ظهر برات آن را به دیگری منتقل می کند واز نظر اصولی نیز ظهرنویسی حقیقت در انتقال برات دارد، در صورتی که این وضع در مورد ضامن مصداق ندارد .همچنین ظهرنویسی حاکی از انتقال برات است ،حال آنکه با امضاء ضامن انتقالی صورت نمی پذیرد بنابراین یکی دانستن ضامن وظهرنویس نادرست می باشد که این موضوع به درستی دررأی مذکور مورد توجه قرار گرفته است .لیکن قسمت دوم رأی که مراجعه به ضامن را بطورکلی مقید به رعایت مواعد مذکور در قانون تجارت ندانسته صحیح به نظر نمی رسد، چراکه مطابق ماده249 قانون تجارت: « ضامنی که ضمانت برات دهنده یا محال علیه یا ظهرنویس را کرده ،فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که از او ضمانت نموده است». بنابراین اگرچه مسئولیت ضامن از نوع مسئولیت تضامنی است ولی این مسئولیت محدود به مسئولیت شخصی است که وی از او ضمانت کرده است. درواقع تعهد ضامن همان وسعتی را دارد که تعهد مضمون عنه داراست ومنظور قانونگذار از عبارت « باکسی مسئولیت تضامنی دارد » این است که مسئولیت ضامن ،مشابه مسئولیت مضمون عنه است .
از این قاعده نتیجه می گیریم که ،حق مراجعه دارنده سند تجارتی به ضامن درحدود حق مراجعه ی او به مسئولی است که ضامن از او ضمانت کرده است .بنابراین هرگاه ضامن از ظهرنویس ضمانت کرده باشد ،دارنده در صورتی می تواند به ضامن مراجعه کند که مهلتهای مقرر در قانون تجارت را برای مراجعه به ظهرنویس رعایت کرده باشد واگر به سبب عدم رعایت مهلتهای مزبور ،حق مراجعه دارنده به ظهرنویس منتفی شده باشد، نمی تواند به ضامن ظهرنویس مراجعه کند.درحالی که اگر ضمانت ضامن از شخص برات گیر باشد با توجه به اینکه عدم رعایت مهلتهای مذکور تأثیری در مسئولیت براتگیر ندارد سپری شدن این مهلتها تأثیری در مسئولیت ضامن وی نیز ندارد .
در نتیجه اگر ضمانت ضامن ازظهر نویس سند باشد عدم رعایت مهلتهای مقرر در قانون، منجر به عدم مسئولیت وی خواهد شد لیکن اگر ضامن از شخص براتگیر یا صادر کننده ای که وجه برات را به   برات گیر نرسانده ضمانت نموده باشد ،سپری شدن مهلتهای مذکور تأثیری در مسئولیت وی نخواهد داشت این درحالی است که رأی وحدت رویه مذکور به طور کلی رعایت مواعد مذکور را در مورد ضامن لازم ندانسته واز مفاد آن اینگونه برمی آید که حتی اگر ضمانت ضامن  از یکی از ظهر نویسها بوده ومهلت یکساله طرح دعوا علیه ظهر نویس مذکور گذشته باشد، اگرچه علیه ظهر نویس مذکور نمی توان طرح دعوا نمود ولی اقامه ی دعوا علیه ضامن وی اشکالی ندارد. در حالی که با توضیحات داده شده کاملاً واضح است که در چنین مواردی علیه چنین ضامنی نمی توان اقامه ی دعوا نمود. به عبارت دیگر اگر ضامن از ظهر نویس ضمانت کرده باشد مهلت یکسال مقرر در ماده 284 منقضی شده باشد، در این صورت وقتی که ما به خود ظهر نویس نمی توانیم مراجعه کنیم چگونه می توانیم به ضامن ظهرنویس مراجعه کنیم ؟